بسم رب المهــــدی
باز در سکوت عمیق این شب تاریک
دل به یاری تو بسته ام ارباب...
باز هم آمده ام ...
آخر تویی که یگانه دستگیر دستان بی کس منی...
باز دل به نگاه تو بسته ام...
آخر چه کسی جز تو شنوای آهنگ دلتنگی من خواهد بود!
چه کسی از تو به من نزدیکتر
از تو به من مهربانتر
از تو به من باوفاتر
خواهم یافت؟
باز هم به چشمهای تو می نگرم ...
چه ارتباط عمیقی است میان چشمهای من و تو
انگار همیشه در نگاه تو زیسته اند
این چشمهای خسته ی من
مگر میان ما چقدر فاصله هست...؟؟؟
اربابم
باز هم تو گره گشای قلب خسته ی من باش
نازنین بی همتای شب های تنهایی من
تنهایم نگذار!
من معجزه ی عشق را از نگاه تو می خواهم وبس!
آخر مرا جز تو به کس امیدی نیست...
خسته ام من از سکوت مکرر این شب های بی پایان
یاریم کن ارباب
چه بگویم ...چه بگویم...چه بخواهم از تو ؟؟؟؟؟؟
حیف باشد از عباس جز عباس خواهم
دل تمنایی ندارد غیر سودای اباالفضل
*********************************
با سلام
بالا خره کنکور هم گذشت و من برگشتم...
خدا رو شکر به خوبی گذشت و برای رسیدن به هدف هنوز امیدی هست...
از تمامی دوستانی که در این مدت با وبلاگ همراه بودن تشکر می کنم و بر می گردم به بحث اصلی
این وبلاگ یعنی مختصری از زندگی نامه ی اربابمون عباس (ع) :
*********************************
بسم رب العبــــــــــــــــــــاس(ع)
عباس که تر بیت یافته ی مکتب وحی بودند بر حسب وصیت پدر از جان و دل همواره مطیع برادرشان
امام حسن (ع) بودند و در درگاه ایشان مقام سپهسالاری داشته و همواره با شمشیر برهنه در رکاب
برادر ملتزم بودند...
مانند پدر ایتام گرسنه را سیر می کرد٬ برهنگان را می پوشانید٬پیادگان را سوار می کرد٬ زیر دستان
را نوازش می نمود و ارباب حوائج را خرسند می ساخت...
از این رو به (( باب الحـــــــوائج)) معروف گشت.
*********************************
در یاد خداوند و رسول است ٬ هر بنده ز صدق آمده در یاد اباالفضل (ع)
در روز جزا امر شفاعت به ید اوست٬ ممهور ز زهرا بود اسناد اباالفضل (ع)
*********************************
اباالفضل(ع) یارتون .........التماس دعا.........زیبای شاپرک