دوستان عزیز سلام امیدوارم خوب وشاپرکی باشید...
سکوت بی کرانیست
و این بی کرانیش مرا به یاد تو می اندازد...
تو که بی کرانیت بی انتهاست....
پروردگار من ....ای که بی کران را آفریدی...
انتظار مرا بیکران و بی انتها نگردان....
که خسته ام از این همه بی کرانی
دوستان عزیزم قول داده بودم در داستان و ادامه بدم و به قولم وفادارم...
اما یه مژده دارم:
به تازگی یک سری مشکلاتی بین من و بعضی از دوستان در دنیای اینترنت پیش
اومده که باعث شد من به دنبال یک کار ویژه باشم...قصد دارم به زودی با رئیس
هیئت دیوانگان حسین (ع) کاشان که مطمئن هستم همگی می شناسید
این هیئت رو مصاحبه ای داشته باشم
البته اگر قبول کنن و افتخار بدن...و متن اون مصاحبه رو در وبلاگ قرار بدم...
و بی صبرانه منتظر جواب ایشون در مورد مصاحبه هستم....
اما ادامه ی داستان.......
بسم رب العباس

آی عاشقا آی عاشقا لحظه ی حساس اومده
به گلشن شهر ولا انگار گل یاس اومده
داد می زنن فرشته ها:یا ایها اناس اومده
حضرت عباس اومده حضرت عباس اومده
علی (ع) نگاهی به ام البنین کردند و فرمودند: برای این کودک چه نامی برگزیده ای؟
ایشان در جواب گفتند :من در هیچ کاری بر شما پیشی نگرفته ام....
هر چه خودتان میل دارید...
علی (ع) فرمودند: من او را به اسم عمویم عباس می نامم...........
و کنیه اش را اباالفضل (ابو فاضل) و لقبش را سقا...
در این لحظه زینب (س) از پدر پرسید:او در آینده سقا خواهد شد؟
اشک در چشمان علی حلقه زد و دستان کودک خوش سیمایش را که در آغوشش
آرام گرفته بود بوسید و گریه سر داد...
ام البنین طاقت دیدن این صحنه را نداشت....نگران کودکی شد که سراسر وجودش بود
باباش علی عاشقونه می بوسه هر دودستش
ام البنین مادر او انگار شده پا بستش
زینب می چینه بوسه ای از لب و چشم مستش
ام البنین می پرسه با دلواپسی
دستهای ناز کودکم آقا مگه عیبی داره
که یکسره گوهر اشک از دو تا چشمات می باره
:نتنها عیبی نداره بلکه رشید و با صفاست
باز می کنه هر کره ای این دست های مشکل گشاست
یه روز میاد تو کربلا تیر می زنن به چشم اون
تیر می زنن نانجیبا یکی به چشم مست اون
تا که شنید ام البنین پرید ز جا عاشقونه
دیدم خانوم عباسشو دور حسین می چرخونه
می گه بلا گردون تو مولای من این دردونه
......
به عبارتی دیگه:
گفت با ام البنین مولای عشق
ماجرا و قصه ی صحرا ی عشق
می رسد روزی که در کرب و بلا
می شود دستان او از تن جدا
می کند جان را فدا این نور عین
می شود قربانی راه حسین
تا شنید این گفته را اماالبنین
ناگهان برخاست از روی زمین
کودکم باشد بلا گردان او
جان عباسم شود قربان او
من کنیز و او غلامت یا حسین
میزنم نامش به نامت یا حسین
کودکم از هر کسی دل می برد
ناز او را حضرت حق می خرد
او سراپا دلربایی میکند
هر که دارد مشکلی مشکل گشایی می کند
دوستان عزیز امیدوارم خوب وخوش باشید دلم می خواست بیشتر بنویسم
ولی باور کنید وقت ندارم پس تا بعد..........
اباالفضل یارتون
شاپرکی باشید و شاپرکی بمانید
زیبای شاپرک
سلام دوستان عزیز
بعد از مدت ها اومدم و امیدوارم بتونم ای تاخیر و جبران کنم امروز می خوام پست متفاوتی رو داشته باشم
صبح که می رفتم کتابخونه تو این فکر بودم که امشب چی بنویسم که اطلاعیه ی هیئت دیوانگان حسین(ع)
رو به تابلو های اعلانات دیدم نتونستم نخونده ازش عبور کنم...در حالی که به خاطر نبودن مجدد اسم
سید ذاکر در لیست مداحان حسابی ناراحت بودم
با خوندن اون اطلاعیه فهمیدم که امشب اربعین امیرالمومنین (ع)هست...
(در ضمن جا داره همین جا از تمامی شما اباالفضلی ها بخوام تا برای بهبود سید جواد ذاکر .......دعا کنید ...) ![]()

تمام تار و پود من گدای توست یا علی
سراسر وجود من فدای توست یا علی
اما در مورد ادامه ی داستان که تازه رسیده بودیم به ولادت اقا اباالفضل(ع) و این ماجرایی نیست که من
به این آسونی ها ازش بگذرم...قول می دم حد اکثر تا یکشنبه ی آینده براتون آماده کنم....
اما برای پست امروز یه بخش جدید دارم که به همه ی شما اباالفضلیها تقدیم می کنم:
************
بسم رب العباس

گلزار جهان بوی گل یاس گرفته
نسرین به کف خود یه وجب یاس گرفته
دلها همه را جذبه ی عباس گرفته
گویم سخن از شعشعه ی موی اباالفضل
یا از لب لعل و قد دلجوی اباالفضل
این ماه بنی هاشمی خورشید کمال است
سر تا به قدم صدق و صفا جاه و جلال است
این جام جهان روح روان آب زلال است
سقای حرم آب خورد امر محال است
جایی که حسین تشنه بود یا که سکینه
لب تر نکند زاب روان ماه مدینه
مانند علی صف شکن و عقده گشایی
باشد نظری جانب یاران بنمایی
ما هم زمی عشق حسین سر خوش و مستیم
بر ما نظری چون که گدایان تو هستیم
ای گل به فدای تو و اجلال و مقامت
مدح تو و اوصاف تو را گفته امامت
هر روز کند مهدی موعود سلامت
ای پور علی دست تو فردای قیامت
زهرای مطهر به سر دست بگیرد
تا اذن شفاعت ز خداوند بگیرد
ای ساقی مولا سرما و قدم تو
ای چشمه ی احساس کم ما کرم تو
مپسند بمیرم و نبینم حرم تو
قربان تو و آن حرم مطهر تو
ما را نبود راحله و توشه ی راهی
بنواز دل خسته ی ما را به نگاهی
ای عبد خدا ای که تو سرباز حسینی
سرباز فداکار و سر افراز حسینی
در شادی و غم مونس و دلدار حسینی
اندر همه احوال تو همراز حسینی
فرمود چنین یوسف زهرا ز برایت
ای جان برادر برادر به فدایت
***********
اباالفضل یارتون
شاپرکی باشید و شاپرکی بمانید
زیبای شاپرک