تبليغاتX
اباالفضل العباس (ع)




بسم رب المهــــدی

 

 

سال هاست آسمان شهر ما دیگر آسمان آبی همیشگی نیست ...

من نیز هم....


شاید ...

شاید ...

روزگاری ... باز من من باشم و آسمان ...


ولی نه

شاید آسمان هیچ وقت همان آسمان آبی آن روزها نباشد ...

روز ها می گذرند یکی پس از دیگری  ...


ولی من در انتظار آبی آسمانت خواهم ماند!

تو هم با من بمان


همین کافی است !



+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/02/29ساعت 21:37 توسط شاپرک |

ya abalfazl

   

بسم رب المهــــدی

 

 

باز هم تنهایی ام را آمده ام تا با تو قسمت کنم

آخر همیشه ی تنهایی ام به تو ختم می شود

 

مدتی است دیگر نگاهت سایه بان بی کسی ام نیست

مگر نمی دانی که بی تو ...

 

می دانی

همه چیز خراب شد

از همان روزی که چشمانم در میان اشکهایش مسیر را گم کرد

تو که خود شاهدی

 

مگر گناه بود

که در آن سیاهی شب روزنه ای از امید را بدوش کشم

 

مگر گناه بود

که تکه های شکسته ی دلی را از نو بنا کنم

 

مگر گناه بود . . .

 

باز هم گلایه هایم ازآن تو شد

هرچه تو بخواهی همان

 

 

همه را بدست تو می سپارم

 

                                                     خودت کمکم کن

 

 

*********************************

اباالفضل(ع) یارتون .........التماس دعا.........زیبای شاپرک

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1388/02/05ساعت 16:35 توسط شاپرک |